عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٣ - مسئله سوم
ترجمه:
مسئله دوّم
تا مادامى كه زرع روى ساقه بوده و آن را نبريدهاند معاملهاش جايز است اعم از آنكه هنگام درو نمودنش رسيده يا نرسيده باشد، شرط كنند كه آن را قبل از اوان درو ببرند يا چنين شرطى ننمايند.
و نيز جايز است زرع را با شرط حصاد و يا قصل بفروشند.
مترجم گويد:
يعنى بايع به مشترى بگويد اين زرع را به تو مىفروشم به شرطى كه هنگام درو آنرا بريده و درو نمائى يا بگويد:
اين زرع را به تو مىفروشم به شرطى كه قبل از اوان درو آنرا قطع نمائى.
در صورت دوّم اگر مشترى آنرا قطع نكرد بايع مىتوان قطعش كرده و اجرت زمين را از مشترى مطالبه نمايد.
مسئله سوّم
جايز است يكى از دو شريك سهم رفيقش را در مقابل مقدارى از ميوه تقبّل نمايد [١] .
معامله مزبور بيع نيست و لزومش به اين است كه مبيع سالم و صحيح بماند.
[١] مثلا زيد و عمرو با هم در درختى شريك بوده و هركدام نصفى از آن را مالك مىباشند حال بعد از بار آوردن درخت و نرسيدن اوان چيدن ميوه فرضا زيد در اخذ حق خود تعجيل دارد و از اينرو به عمرو پيشنهاد مىكند كه حصّه و سهم من را هر قدر كه هست تقبّل كن و بجاى آن از درختى ديگر يا اساسا ميوه ديگر بمن بده كه عمرو اگر اين امر را قبول نمود ملزم است به عقد خود وفاء نموده و در مقابل حصّه زيد كه تقبل كرده عوض را به او بپردازد.